شيخ حسين انصاريان

158

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

چرا كه طرف راست ساليان درازى بود خشك شده بود ، ولى آن جناب به سينهء چپ ابداً التفات نفرمود ، بلكه تمايل به طرف راست داشت ، حليمه در گذاشتن طرف چپ به دهان حضرت مبالغه مىنمود ، ولى حضرت به طرف راست ميل مىفرمود ، عاقبت از روى ناچارى طرف راست را به دهان حضرت گذاشت و گفت : عزيز جانم ! دهان بر آن قسمت سينه بگذار و ببين خشك است . چون محمّد صلى الله عليه و آله دهان بر آن قسمت گذاشت از بركت دهان مباركش ، چنان شير جارى شد كه از كنار دهان حضرت مىريخت . حليمه و ديگران سخت متعجّب شدند . آن زن با كرامت گفت : اى فرزند من ! امر تو بسى عجيب است . به حق خداى جهان سوگند مىخورم كه دوازده طفل از پستان چپ من تغذيه كرده‌اند و قطره‌اى شير از طرف راست من نديدند ! ! عبدالمطّلب فوق العاده شاد شد ، به حليمه فرمود : اگر نزد ما بمانى خانه‌اى با ماهى هزار درهم و يك دست جامهء رومى و روزى ده من نان و گوشت به تو عطا مىكنم ، ولى حليمه از پذيرفتن خواستهء جدّ محمّد عذر خواهى كرد . عبدالمطّلب فرمود : اى حليمه ! اكنون كه مىخواهى به محلّ زندگى خود برگردى ، فرزندم را به دو شرط به تو مىسپارم : اول آن كه : در تعظيم و اكرام او تقصير ننمايى و پيوسته از اين گوهر يكتا مواظبت نمايى . حليمه گفت : به پروردگار جهان سوگند كه از وقتى نظرم بر او افتاد ، محبّت وى چندان در قلبم جاى كرده كه در اكرام او محتاج به سفارش نيستم . دوم آن كه : هر جمعه او را نزد من آورى كه من تاب مفارقت و هجران او را ندارم . » « 1 »

--> ( 1 ) - حيات القلوب : 100 .